رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر ، مسأله این نیست

رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر ، مسأله این نیست – یادداشت دکتر محمد رضا فاضلی

چند نماینده مجلس اخیراً به گونه‌ای سخن گفته‌اند که بحث از تغییر نظام ریاست جمهوری به پارلمانی مطرح شده است. ایشان البته از افزایش سال‌های ریاست جمهوری به هفت یا هشت سال نیز سخن گفته‌اند. استدلال‌ درخصوص تغییر از نظام ریاستی به نخست‌وزیری و پارلمانی نیز به صورت ساده این است که دولت به اندازه کافی با مجلس هماهنگ نیست و اگر نخست‌وزیر از دل مجلس بیرون بیاید، هماهنگی بیشتر شده و احتمالاً مشکلات کشور کمتر خواهد شد. اهمیت مسأله به حدی هست که از کنار آن به سادگی نگذریم. چند ملاحظه ابتدایی درخصوص این طرح مسأله وجود دارد.

اول، پذیرش نظام پارلمانی به شکلی که در اغلب نظام‌های حکومتی امروز دنیا متداول است، مستلزم پذیرش نظام حزبی با همه ملزومات آن است و در جایی که هنوز به اشکال مختلف از پذیرش احزاب خودداری می‌شود، نخست‌وزیر منتخب پارلمان چه معنایی دارد؟
دوم، آیا مجلس فعلی بازتاب همه جامعه ایران است؟ آیا این همان مجلسی نیست که اکثریت فهرست امید آن در شرایطی اضطراری و در حالی که نامزدهای اصلی رد صلاحیت شده بودند، تشکیل شده است؟ آیا چنین مجلسی می‌تواند به جای ملت تصمیم بگیرد؟
سوم، آیا ناکارآمدی‌ها توسعه و به اهداف نرسیدن برنامه‌های توسعه محصول ویژگی‌های نظام ریاستی است؟ آیا مجلس سهم خود در کیفیت ارتقای قانون‌گذاری را ایفا کرده است که اکنون خواستار هماهنگ کردن دولت با خود است؟ آیا مجلس به اندازه کافی از توان نظارتی خود برای مبارزه با فساد، بهبود کیفیت بودجه‌ریزی، اجرای درست خصوصی‌سازی، ممانعت از تخریب محیط‌زیست و سایر موارد استفاده کرده است؟ آیا نمایندگان مجلس با علائق محلی و فشارهای زیاد بر وزرا برای تأمین خواسته‌هایی که اغلب هدف از آن‌ها جلب آراء محلی است، نقش جدی در پیدایش وضعیت فعلی نداشته‌اند؟
چهارم، انتخابات ریاست جمهوری در ایران به‌واقع از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ رقابتی شده است. تصور کنید در دوم خرداد ۱۳۷۶ قرار بود مجلس به جای مردم انتخاب‌گر باشد. آیا باز هم سیدمحمد خاتمی گزینه انتخابی مجلس پنجم بود؟ با قاطعیت می‌شود گفت خیر و این بدان معناست که تاریخ ایران دو دهه اخیر بر خلاف آن‌چه خواست مردم در دوم خرداد ۱۳۷۶ بود رقم می‌خورد. فکر می‌کنید اگر مجلس انتخاب‌کننده بود، در خرداد و تیر ۱۳۸۴ محمود احمدی‌نژاد نخست‌وزیر می‌شد؟ یا در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ از مجلس حسن روحانی به عنوان نخست‌وزیر انتخاب می‌شد؟ می‌شود گفت در دو دهه رقابتی شدن انتخابات در ایران، قریب به یقین مجالس نخست‌وزیرانی برمی‌گزیدند که با جهت‌گیری و آن‌چه مردم انتخاب کرده‌اند کاملاً متفاوت می‌بود.
پنجم، مشکلات این کشور از ضعف نظام تدبیر، فقدان حکمرانی خوب، طراحی نامناسب نهادی، سیاست‌های ناکارآمد، رویکردهای نادرست، فقدان شفافیت، تعارض منافع، و مسائلی از این دست ناشی می‌شود. آیا رئیس‌جمهور هماهنگ‌تر با مجلس درمان تعارض منافع، فقدان شفافیت و سیاست‌های ناکارآمد است؟ آیا هماهنگی کامل مجلس و حداقل دولت اول محمود احمدی‌نژاد سبب بهبود حکمرانی و کاهش مشکلات در این کشور شد؟
ششم، هر انتخابات ریاست جمهوری در ایران فضایی برای طرح ایده‌های جدید، آشکار شدن برخی ناکارآمدی‌ها، پرده‌برداری از گفتمان‌های نو، و فرصتی برای شنیده‌شدن صداهایی است که در مواقع دیگر زمینه‌ای برای بروز و ظهور آن‌ها نیست. تضعیف جایگاه رئیس‌جمهور به عنوان نماینده اراده ملت، و از میان برداشتن فضای انتخابات ریاست جمهوری، در شرایطی که احزاب، رسانه‌ها و سایر ارکان تقویت دموکراسی ضعیف هستند، احساس مشارکت سیاسی در مردم به‌واسطه انتخابات ریاست جمهوری شکل می‌گیرد و انرژی اجتماعی زیادی تولید می‌شود. نخست‌وزیری شدن این حداقل احساس مشارکت سیاسی را نیز نابود خواهد کرد.
دست و پای توسعه در این کشور را چیزهای دیگری بسته‌اند، که در بالا به شماری از آن‌ها اشاره شد. اصلاحی اگر ضروری است، نخست‌وزیر به جای رئیس‌جمهور نیست.

دکتر محمد فاضلی – دکترای جامعه شناسی

دیگر یادداشتها را می توانید از لینک مقابل مشاهده نمایید ( یادداشت ها )

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − دو =

logo-samandehi