سردی و داغیِ هشتک کلیشه‌های برعکس

سردی و داغیِ هشتک کلیشه‌های برعکس

یادداشت دکتر محمدرضا کلاهی -دکترای جامعه شناسی فرهنگی

هشتکی به اسم کلیشه‌های برعکس اخیراً داغ شده است. کلیشه‌های رایج درباره‌ی زنان را به صورت برعکس درباره‌ی مردان به کار می‌برد تا از آن‌ها آشنایی‌زدایی کند و نشان دهد چیزی که ممکن است طبیعی و عادی به نظر برسد وقتی از موقعیت مألوف و عادت‌شده‌ی ذهن خارج شود، معلوم می‌شود که چه‌قدر می‌تواند گاه غیرعادی و مهم‌تر از آن خشونت‌بار و ظالمانه باشد. هشتک کلیشه‌های برعکس از این نظر که ناعادلانه بودن و نامنصفانه بودن بسیاری از عقایدِ عادت‌شده‌ی ما درباره‌ی زنان را افشا می‌کند، حرکتی مهم و آگاهی‌بخش است. به عنوان مثال از زبان روحانی گفته شده «چندتا وزیر مرد در نظر داشتیم اما نشد»! که نشان می‌دهد دخالت دادن جنسیت در انتخاب یک وزیر چه‌قدر بی‌ربط و مهم‌تر از آن ناعادلانه است.

اما دو نکته درباره‌ِی این وارونه‌سازی‌ها وجود دارد که مبارزات ضدمردسالارانه را سطحی و ساده‌سازانه می‌کند و گاهی تا حد شلوغ‌کاری‌های دل‌خنک‌کن تنزل می‌دهد:

اول آن که در بین کلیشه‌های وارونه، بسیاری از موارد، گل‌درشت و نخ‌نما و شلوغ‌کارانه هستند. موارد زیادی از این کلیشه‌ها دیگر امروز در میان مردم ما بدیهی و عادی تلقی نمی‌شوند که نیاز به وارونه‌سازی داشته باشند. به عنوان مثال، در یکی از وارونه‌سازی‌ها آمده است: «کار نامشروع و غیرقانونی که نکردم! دوتا شوهر دارم» – که تعریضی است علیه قانونی بودن دوزنی در ایران. اما درست است که زن دوم در ایران قانونی و شرعی است. و درست است که کسانی در جامعه‌ی امروز ما و وجود دارند که از موجهیت زن دوم دفاع کنند، کسانی که ممکن است حتا در جایگاه‌های قانونی و تصمیم‌گیر نیز قرار داشته باشند؛ اما داشتن زن دوم در ذهنیت امروزین اعضای جامعه‌ی ما، «بدیهی» و «طبیعی» نیست؛ بلکه برعکس امروز چنین عقیده‌ای در میان عموم ایرانیان، به شدت چالش‌انگیز و پرمناقشه است. خود این جمله که «فلانی دو تا زن داره» به تنهایی آن اندازه توجه‌برانگیز و غیرعادی هست که برعکس کردن‌اش کمکی در آشنازدایی از آن نکند.

برخی دیگر از این کلیشه‌ها، «هم‌خوابیِ مرد با زنان هرزه» را وارونه کرده: «تو پدر بچمی، خودتو با این پسرای هرزه مقایسه می‌کنی که باهاشون می‌خوابم؟» آیا در جامعه‌ی امروز ما «خوابیدن با زن هرزه» به سادگی «حق مرد» تلقی می‌شود و گفتنِ جمله‌ی «خودتو با زنان هرزه مقایسه نکن» به راحتی چنین رفتاری را مشروع می‌کند؟ درست است که داشتن روابط خارج از خانواده در مورد زنان بسیار تابوتر از مردان است و برای مردان ممکن است راحت‌تر از زنان توجیه و پذیرفته شود؛ اما به هیچ رو، چنین رفتاری در میان مردان حق طبیعی و بدیهی دانسته نمی‌شود.

چنین وارونه‌سازی‌هایی، خود نیاز به وارونه‌سازی دارد. کاری که این وارونه‌سازی انجام می‌دهد، ایجاد این تصور است که موضوعاتی مانند زن دوم یا روابط خارج از خانواده برای مرد در جامعه‌ی ایران عرف رایج و عادی و کاملاً بدیهی و طبیعی است.

مشکل دومِ کلیشه‌های برعکس ، فقدان برخی کلیشه‌ها در میان آن‌ها است. کلیشه‌هایی که اگر در زمره‌ی کلیشه‌های جنسیتیِ نابرابرساز به آن‌ها توجه نشود، مبارزات برابری‌خواهانه‌ی جنسیتی را به شلوغ‌کاری‌های سطحی تنزل می‌دهد. به عنوان مثال دو کلیشه‌ِی برعکس زیر را در نظر بگیرید:

«در حمله‌ی دیروز نیروهای آمریکایی، ده نفر از جمله پنج مرد و کودک کشته شدند».

«شوهر: من پول‌مو تو خونه خرج نمی‌کنم. واسه خودم پس‌انداز می‌کنم. خرج خونه با زنه».

کلیشه‌های شبیه فوق، در هشتک کلیشه‌های برعکس دیده نمی‌شود. کلیشه‌هایِ نابرابرانه در جامعه‌ی ایران، همگی فقط به نفع مردان نیستند. کلیشه‌های مردسالارانه‌ای هم وجود دارند که از جهاتی به نفع زنان‌اند؛ مانند دو کلیشه‌ای که در دو عبارت فوق وارنه شده‌اند. اما این کلیشه‌ها گرچه ممکن است نفع اقتصادی یا حتا منزلتیِ زن در آن باشد، اما در عمق شان ماهیتِ فرودست‌سازیِ زنان نهفته است. این کلیشه‌ها اصولاً از آن‌جا به نفع زنان صورت‌بندی شده که در پیش‌فرض‌شان، زن را جنس ضعیف‌تر از مرد دانسته است. این که در آمار کشتگان، به زن بودن کشته شده‌ها اشاره می‌شود اما به مرد بودن آن‌ها نه، ناشی از این پیش‌فرض است که زن، ضعیف‌تر از مرد است و بنابراین کشته شدن‌اش غیراخلاقی‌تر و ناموجه‌تر است. این عرف بسیار رایج در جامعه‌ی امروز ایران که زنانِ درآمددار، نمی‌خواهند درآمد خود را نه متعلق به خانه و خانواده که داراییِ شخصیِ خود می‌دانند،‌ تقویت کننده‌ی این کلیشه‌ی مردسالار است که «مسئولیت اداره‌ی خانواده با مرد است». تا زمانی که چنین کلیشه‌هایی در کنار سایر کلیشه‌های جنسیتی شکسته نشود، مبارزات برابری‌خواهانه‌ی جنسیتی عمق لازم را نخواهد یافت.

سردی و داغیِ هشتک کلیشه‌های برعکس یادداشت دکتر محمدرضا کلاهی -دکترای جامعه شناسی فرهنگی

دیگر یادداشتها را می توانید در لینک زیر بخوانید ( یادداشت ها)

این خبر را هم بخوانید  گام‌های کوچک به سوی تغییرات بزرگ - یادداشت دکتر محمد فاضلی
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

logo-samandehi