گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با حسین کلانی – قسمت اول

سرویس ورزشی پایگاه خبری صدای معتمد -گفتگو با اسطوره­ ها برای هر شخصی می­تواند لذت­ بخش و جذاب باشد، مصاحبه کننده که با بزرگان زیادی دیدار وگفتگو داشته معتقد است دیدار و گفتگویی که با حسین کلانی اسطوره فوتبال کشور داشته از جذاب ترین و دلنشین­ ترین گفتگوهایش بوده است.

گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با مهندس حسین کلانی بیش از ۳ ساعت به طول انجامید و  ولی شیرینی کلام و خاطرات حسین کلانی باعث شد آثاری از خستگی و گذشت زمان در این مدت حس نشود.

حسین کلانی متولد ۳ بهمن ۱۳۲۳ در تهران است وی سابقه پوشیدن پیراهن تیم ملی کشورمان را نیز دارد و گلهای خاطره انگیزی را در بازیهای ملی به ثمر رسانده است.

گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد  با مهندس حسین کلانی در ۹ بخش تهیه و تنظیم شده است.بخش اول این گفتگو هم اکنون تقدیم شما مخاطبین عزیز می گردد و در روزهای آتی بخشهای دیگر این گفتگو در همین پایگاه خبری منتشر خواهد شد.

در این قسمت از گفتگو حسین کلانی از دوران کودکی اش، اینکه چگونه پایش به زمینهای خاکی باز شد و از اینکه ۳ سال روی نیمکت شاهین نشست سخن گفت.

فایل صوتی گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با مهندس حسین کلانی :

 

_ آقای کلانی خدمت شما سلام عرض می کنم و از اینکه دعوت ما را پذیرفتید از شما سپاسگزارم

حسین کلانی -عرض سلام دارم خدمت شما و مخاطبان عزیزتون، امیدوارم در گفتگوها و برنامه هایی که دارید و خواهید داشت موفق باشید و برای جوانان فرهیخته کشورم صحبتهای مفیدی داشته باشیم.

سوال -به عنوان اولین سوال چطور شد فوتبالیست شدید ؟

حسین کلانی -عوامل مختلفی برای من بود که فوتبالیست شدم در درجه ی اول اینکه در آن زمان به علت امکانات بیشتری که از لحاظ زمین یا زمین های خاکی داشتیم و اینکه خانواده ها به خاطر در امان بودن از سروصدای بچه ها آنها را به کوچه ها هدایت می کردند محل بازی همه­ ی  بچه ها در کوچه­ ها بود.بازی­هایی که در کوچه ها انجام میشد گرگم به هوا و سک سک بود. با بزرگتر شدن بچه ها اگر توپی داشتند سرگرمی و بازی آنها دنبال توپ دویدن بود. فوتبال و بسکتبال دو بازی با توپ آن زمان بود. بیخ دیواری و اینکه خم شوند و از روی هم بپرند بازی های متداول آن زمانها بود و چیزی که جذابیت داشت بازی با توپ بود یعنی وقتی سن بچه ها کمی بیشتر می­شد بازی با توپ برای آنها دلچسب ­تر بود.من هم مانند سایر بچه­ های هم سن و سال خودم  از همان ۸ سالگی که فرصتی شد تا به خیابان ها و کوچه راه پیدا کنم به سمت بازی با توپ کشیده شدم. اما مساله­ ی دیگری که وجود داشت این بود که خانواده ی من یک خانواده ی مذهبی- ورزشی بودند یعنی در عین حال که خانواده­ ی من مذهبی بودند، ورزش نیز در خانواده ی ما از قدیم بود.

پدر بزرگ من بنیان گذار چوگان نوین ایران بود و در عین حال جز فوتبالیست های اولیه ای بود که بعد از ورود فوتبال به ایران شروع به بازی فوتبال کرد.دایی های من زمانی که تیم شاهین به وجود آمد در دبیرستان البرز تحصیل می کردند.زمانی که مرحوم آقای دکتر اکرامی پدر فوتبال نوین ایران و بنیان گذار باشگاه شاهین بود عموم شاگردان خودش را به علت دوستی نزدیکی که با مرحوم دکتر مجتهدی مدیر دبیرستان البرز داشت از بین بچه­ های با استعداد و آماده آن دبیرستان انتخاب  میکردند و البته بعضی مدارس دیگر.

گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با حسین کلانی – قسمت اول
مرحوم عباس اکرامی بنیانگذار مکتب شاهین که در این گفتگو حسین کلانی بارها از وی به نیکی یاد کرد

آن زمان دکتر اکرامی در آموزش و پرورش خدمت می کردند و جزو اساتید وزارت فرهنگ آن زمان ( آموزش و پرورش فعلی ) بودند.ایشان در دبیرستان های مختلف جستجو می کردند و در این جستجوها دایی های من هم از کسانی بودند که مورد توجه ایشان قرار گرفتند و در نهایت به فوتبال راه پیدا کردند.حتی یکی از دایی های من که قاضی و وکیل دادگستری بود به تیم ملی هم راه پیدا کرد اما خیلی زود و در زمانی که مرحوم تیمسار گیلانشاه رئیس فدراسیون فوتبال ایران بود از تیم ملی کناره گیری کرد.

نهایتا علاقه ی من به فوتبال مقداری تبعیت از علاقه ی دایی هایم بود و بخشی هم به رابطه ای که خانواده ی ما با مرحوم دکتر اکرامی داشتند برمی­ گشت. مضاف بر این وقتی ما در تهران خیابان بهار کوچه بهشت زندگی می کردیم منزل ما چند کوچه با منزل دکتر اکرامی فاصله داشت و آن زمان ایشان در دانشسرای عالی تهران تدریس می کردند و هرگاه ایشان در راه منزل بودند و ما ایشان را می دیدیم شروع به فعالیت بیشتری می کردیم تا خودمان را به ایشان نشان بدهیم. دکتر اکرامی هم گاهی اوقات می ایستادن و ما را راهنمایی می کردند و همین برای ما باعث ایجاد شوق برای ما می­شد.

به دلیل ماموریتی که پدر من خارج از تهران داشتند من کلاس اول، دوم وسوم دبستان را در مدرسه ­ی ابن سینای شیراز گذراندم. سال ۳۱ یا ۳۲ بود که به تهران برگشتیم و من کلاس چهارم را در دبستان جهان تربیت که مرحوم دکتر ابراهیم بنی احمد بنیانگذار و صاحب امتیاز آن بودند گذراندم.

جا دارد از چند تن از اساتید جامعه ی ورزش،علمی و تربیتی کشورمان یادی کنم
۴ نفر بودند که در زمان حیات خودشان بزرگترین خدمت ها را به جوانان این مرز و بوم کردند.

اولین نفر مرحوم دکتر مجتهدی که ریاست دبیرستان البرز را بر عهده  داشتند که ما تمام افتخارات ملی مان نشات گرفته از کسانی بود که از این دبیرستان البرز در آن زمان تحصیل می کردند. ایشون از لحاظ سطوح علمی نقشی در تربیت دانش آموختگان آن زمان داشتند که افراد بعدها همگی به عنوان اطبا، مهندسین ، تجار و وکلا خوب  باعث مباهات و افتخارات کشور شدند مثل اینکه الان ما از وکلای خوب آمریکا که صحبت می کنیم و می گوییم دانشگاه هاروارد تمام وکلا و سیاستمداران از آن دانشگاه آمده اند.دبیرستان البرز هم همین حالت را داشت که در مدیریت آقای مجتهدی (که بعد از مدیر امریکایی آمدند) و  حق بزرگی را به گردن کشور ما داشتند .

دومین نفر مرحوم آقای حسین بنایی بودند که بنیانگذار تشکیلات پیش آهنگی ایران بودند که ایشان از لحاظ سازندگی جوان ها و اینکه افراد را متکی به خود و استوار تربیت کنند  نقش بسیار بزرگی داشتند که جا دارد یاد و خاطره ی این بزرگان را زنده نگه داریم نه اینکه فراموششان کنیم مثل پروفسور هشترودی یا پروفسور حسابی که کسانی هستند که باید همیشه نامشان را به خاطر داشته باشیم و نگذاریم به فراموشی سپرده شوند.

گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با حسین کلانی – قسمت اول
دکتر ابراهیم بنی احمد بنیانگذار مدرسه جهان تربیت

سومین نفری که نقش بزرگی در تعلیم و تربیت جامعه داشت مرحوم  آقای دکتر بنی احمد بود که بدعت گذار اولین روانشناسی کودک و روانشناسی جامعه بود و حتی روز های جمعه برنامه ای  داشتند و از روانشناسی و کودک و خانواده ها صحبت می کردند و آگاهی میدادند.

چهارمین نفر آقای دکتر اکرامی بودند که ایشان در امر ورزش و تلفیق ورزش و علم و فرهنگ نقش بسزایی داشتند و به عنوان پدر فوتبال ایران شناخته شده اند. ایشان همیشه می گفتند اول تربیت بعد علم و بعد ورزش  و تشریح می کردند که علت این شعار چیست و می گفتند جوانی که دارای فرهنگ و ادب باشد خیلی راحت می تواند علم بیاموزد و این آموزش علمی در بدنهای سالم است و باید تعلیم و تربیت بدنی هم لحاظ شود .

دکتر اکرامی نقش اساسی در فوتبال کشور ما داشتند. در نهایت این چهار مرد بزرگ همیشه  برای تمام جوان های آن دوره مثل من الگو بودند و جا دارد همیشه به یاد این افراد باشیم و بدانیم که واقعا مدیون آنها هستیم و اگر دانشگاه های ما شکوفاست به خاطر پایه هایی است که این عزیزان بنانهادند.

من در کلاس چهارم دبستان جهان تربیت مشغول به تحصیل شدم و شانس دیگری که داشتم این بود که در دبستان جهان تربیت یکی از بزرگان باشگاه شاهین به نام آقای آزاد حضور داشتند. در آن زمان روزهای ۵ شنبه دانشجویان دانشسرای عالی در بخش های مختلف برای کارآموزی در دبستانهای کشور که شعبه دانشسرا را داشت  فعالیت داشتند. در بخش ورزشی دانشسرای عالی جوانی به نام آقای اکبر کیا به عنوان معلم فوتبال به دبستان جهان تربیت می آمدند و  به علت اینکه ایشان خودشان از علاقه مندان و بازیکنان شاهین بودند و از طرفی دیگر به علت نزدیکی که با مرحوم آقای آزاد داشتند در این دبستان تیم خردسالان باشگاه شاهین را به نام پرستوی شاهین پایه گذاری کردند و به علت همان دلایلی که پیشتر ذکر کردم ( علاقه به فوتبال، ارتباط پدرم بامرحوم دکتر اکرامی و بازی کردن دایی هایم در تیم شاهین ) من  یکی از اولین کسانی بودم که به  تیم پرستوی شاهین پیوستم  و تا کلاس ششم دبستان در همین تیم بودم که در آن زمان من را به تیم شرق شاهین انتقال دادند که مربی ما آقای مهندس پزشکی بود که خوشبختانه الان هم در قد حیات هستند.

بزرگانی مثل آقای شیرزادگان و آقای بهزادی و خیلی دیگر از بزرگان تیم شاهین از تیم شرق به تیم اصلی شاهین راه یافته بودند و آن زمان تیم شاهین تیم های وابسته و زیر مجموعه ی بسیار زیادی داشت بیش از ۶۰ یا ۷۰ تیم در سطح تهران و چندین تیم در سطح شهرستان ها.

این ماجرا ادامه پیدا کرد و تابستان خیلی خوبی بود و من سال ششم را پشت سر گذاشتم و امکان این بود که من در تمرینات تیم شرق  شرکت بکنم اما متاسفانه زمینی که ما  در آن تمرین می کردیم در جنوب  تهران در نزدیک راه  آهن در منطقه ی نازی آباد بود و آن زمان منزل ما منتقل شده بود به شمیران که به  هرحال امکانات فعلی را نداشت  و برای یک بچه  ی ۱۱ یا ۱۲ ساله امکان تردد از شمیران به نازی آباد نبود اما تابستان ها شخصی را همراه من می فرستادند ولی وقتی که مدارس باز شد اسم من را در مدرسه البرز ثبت نام کردند و معضل فاصله باعث شد که من در  همان شمیران وارد پایه هفتم شوم و چندسالی را در دوره ی دبیرستان در شمیران گذراندم و بعد تحصیلم را در دبیرستان هدف ۴ ادامه دادم که خوشبختانه مدیر این دبیرستان مرحوم آقای دکتر ابتهاج  بودند که علاوه بر مدیریت دبیرستان، شاهینی و سرپرست تیم فوتبال شاهین بودند (که متاسفانه الان در قید حیات نیستند ) همین این مساله باعث شد وقتی من وارد دبیرستان شدم یک توجه ویژه ای هم نسبت به من داشته باشند و همین ازعواملی شد که بنده یک مقدار پیشرفتم سریعتر شد.

در کلاس هفتم آقای دکتر اکرامی به من دستور دادند شما به علت مشکلاتی که از نظر تردد دارید سعی کنید در تیم های دبیرستانی خودتان یا تیم های محلی خودتان فوتبال بازی کنید.

گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با حسین کلانی – قسمت اول
گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با حسین کلانی – قسمت اول

ما تیم محلی را  به اسم صالح در آنجا درست کردیم علتش هم این بود که اسم کوچه ما صالح بود و اسم این تیم هم صالح نامگذاری کردیم و این تیم بعد از یک مدت مثل تیم محلات چهارصد دستگاه که معروف ترین تیم محلی تهران بود یا تیم شهپر شمیران در تیم های محلات  سر و صدای زیادی به پا کرد.

ما تصمیم گرفتیم تیم خودمان را  وابسته به یکی از باشگاه ها کنیم که بتوانیم از امکانات و امتیازات باشگاههای پایتخت استفاده کنیم.

سرپرست،مربی و بزرگان تیم ما از جمله مربی من آقای تورج جوادی بودند (که الان هم در قید حیات هستند و در آلمان زندگی می کنند ) به همراه سرپرست تیم آقای شعبان محمدی که از قهرمانان والیبال کشور بودند و از علاقمندان به تیم تاج بودند از چند نفر از روسای محترم باشگاهها دعوتی کردند از جمله آقای تیمسار خسروانی،مرحوم آقای محب ،مرحوم آقا شعاع که مدیریت تیم شعاع را عهده دار بودند. آقای دکتر اکرامی و یکی دونفر دیگر هم تشریف آوردند و جشنی گرفته شد و ما بازی کردیم  و در آن جمع تیمسار خسروانی به مدیریت باشگاه تاج که در آن زمان احتمالا آقای جناب سرهنگ شیخان بودند دستور دادند کمکی به تیم ما بکنند و چکی نوشته شد و تیم ما وابسته شد به تیم تاج به نام تیم مشعل تاج  فعالیت خود را آغاز کرد.

ما همه شاهینی بودیم اما به هرحال به مشعل تاج رفتیم و خیلی هم خوشحال بودیم برای اینکه دوستان دیگری هم داشتیم که به هرحال آنها سمپاد تیم تاج بودند ولی در آن موقع دوستی ها چنان بودکه بجز در داخل زمین که ما رقابت داشتیم در بیرون از زمین تاجی، شاهینی، پاسی، عقابی و تمام تیم های دیگر ما همه باهم رفیق بودیم که این البته این رفاقتها ادامه پیدا کرد چون ما در دبیرستان با هم بودیم دوره های محلی مان را باهم می گذراندیم ممکن بود هر کدام از ما بعدا به باشگاه ها ی مختلفی برویم اما درتیم محلی همگی در کنار هم  بودیم .

بعد از این اتفاق جناب سرهنگ محمود بیاتی که آن زمان  مدیریت تیم دیهیم را عهده دار بودند (دیهیم تیم دوم تاج بود) دو سه نفر از بازیکنان تیم مشعل تاج را برای بازی در تیم دیهیم انتخاب کردند.

من ( حسین کلانی )، دکتر خلیلی فعلی که استاد دانشگاه برکلی هستند،آقای شهرام وزیری که از همکاران رسانه ای شما هستند توسط جناب سرهنگ محمود بیاتی برای انتقال به تیم دیهیم انتخاب شدیم و ما تمرینات خودمان را با تیم دیهیم شروع کردیم و من چند بازی هم در تیم دیهیم انجام دادم و حتی یکی از بازی های ما در لیگ که مقابل شاهین داشتیم من گل اول را زدم ولی ما ۸ گل از تیم شاهین خوردیم و پس از این بازی آقای دکتر اکرامی پیغام فرستادند که بهتر هست که حسین ( حسین کلانی ) در تیم اصلی شاهین تمرین کند و من بعدا به تیم شاهین انتقال پیدا کردم و به مدت سه سال  رزرو تیم شاهین بودم.

پایان بخش اول گفتگو با حسین کلانی

بخش های دیگر گفتگو با مهندس حسین کلانی به زودی در پایگاه خبری صدای معتمد منتشر خواهد شد

گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با حسین کلانی – قسمت اول
گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری صدای معتمد با حسین کلانی – قسمت اول
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × سه =

logo-samandehi